<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی مدیریت استاندارد و کیفیت</title>
    <link>https://www.jstandardization.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی مدیریت استاندارد و کیفیت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیلی بر توانمندسازهای کیفیت در سیستم مدیریت کیفیت زنجیره تأمین صنایع</title>
      <link>https://www.jstandardization.ir/article_241149.html</link>
      <description>زمینه و هدف: در محیط کسب و کار جهانی، بقای هر سازمانی به تمرکز جدی مدیران برای بهبود کیفیت و عملکرد وابسته است. از طرفی در دهه‌های اخیر، رقابت صنایع به رقابت میان تأمین‌کنندگان آنها تغییر یافته است، لذا بهبود کیفیت سیستم مدیریت زنجیره تأمین صنایع ضروری است. این پژوهش به شناسایی و تحلیل توانمندسازهای کلیدی کیفیت در سیستم مدیریت کیفیت زنجیره تأمین صنایع کشاورزی می‌پردازد. سیستم زنجیره تأمین این صنایع، پیچیده و مستلزم برنامه‌ریزی بهینه برای بهبود کیفی این سیستم است. بدین منظور با مرور جامع ادبیات، مدلی مفهومی مشتمل بر سیزده توانمندساز کیفیت در مدیریت کیفیت زنجیره تأمین استخراج شد. روش بررسی: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی- پیمایشی و از لحاظ روش تحلیل، از نوع کیفی- کمی است. جامعه آماری شامل متخصصان سیستم مدیریت کیفیت زنجیره تأمین صنایع کشاورزی هستند که به روش نمونه‌گیری هدفمند، 50 نفر انتخاب شدند. روش مورداستفاده برای استخراج توانمندسازها با نظرات خبرگان، دلفی فازی است. همچنین از تکنیک دیمتل برای بررسی تأثیرگذاری و تأثیرپذیری توانمندسازهای شناسایی‌شده استفاده شد.یافته‌ها و نتیجه‌گیری: با توجه به تحلیل دلفی، پنج توانمندساز از اهمیت بیشتری نسبت به سایرین برخوردار هستند. لذا به عنوان عوامل اثربخش‌تر در کیفیت سیستم مدیریت کیفیت زنجیره تأمین صنایع در مرحله بعدی مطالعه درنظرگرفته شدند. تحلیل دیمتل نشان داد که "تعهد مدیریت ارشد با امتیاز 1031/1" و "استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی و تجزیه‌وتحلیل با امتیاز 9130/0" تأثیرگذار بوده و توانمندسازهای "مدیریت فرآیند با امتیاز 7450/0-"، "مشارکت تأمین‌کننده با امتیاز 7565/0-" و " همکاری و هم‌افزایی صنایع و تأمین‌کنندگان با امتیاز 5146/0-" توانمندسازهای تأثیرپذیر می‌باشند. همچنین توانمندساز "تعهد مدیریت ارشد با امتیاز مجموع 1031/1" با بیشترین اهمیت (مجموع تأثیرگذاری و تأثیرپذیری) در رتبه اول قرار گرفته و "همکاری و هم‌افزایی صنایع و تأمین‌کنندگان با امتیاز 2826/3" با اهمیت کمتر نسبت به سایرین در رتبه آخر جای گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر کیفیت خدمات درمانی بر مشارکت مراجعه‌کننده با نقش میانجی ارزش درک شده و تصویر ذهنی (مورد مطالعه: بیمارستان تامین اجتماعی شهر همدان)</title>
      <link>https://www.jstandardization.ir/article_241150.html</link>
      <description>کیفیت خدمات درمانی به‌عنوان یکی از شاخص‌های اصلی عملکرد نظام سلامت، نقشی تعیین‌کننده در ارتقای رضایت، اعتماد و مشارکت بیماران دارد. توجه به این موضوع در بیمارستان‌های تأمین اجتماعی، به‌ویژه در شهرهای متوسط کشور، اهمیت فراوانی دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر کیفیت خدمات درمانی بر مشارکت مراجعه‌کنندگان با نقش میانجی ارزش درک‌شده و تصویر ذهنی در بیمارستان تأمین اجتماعی شهرستان همدان است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل کلیه مراجعه‌کنندگان به بیمارستان تأمین اجتماعی همدان بود که با توجه به نامحدود بودن جامعه، تعداد 384 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای شامل چهار بخش کیفیت خدمات درمانی، مشارکت مراجعه‌کننده، ارزش درک‌شده و تصویر ذهنی بود. داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد کیفیت خدمات درمانی تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت مراجعه‌کنندگان دارد و همچنین از طریق ارزش درک‌شده و تصویر ذهنی نیز به‌صورت غیرمستقیم بر مشارکت آنان اثرگذار است. یافته‌ها بیانگر نقش میانجی ارزش درک‌شده و تصویر ذهنی در رابطه بین کیفیت خدمات درمانی و مشارکت مراجعه‌کننده است؛ بنابراین ارتقای کیفیت خدمات می‌تواند از مسیر بهبود ادراک ذهنی بیماران، به افزایش مشارکت فعال آنان در فرآیند درمان منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی برای ارزیابی تعالی فروشگاه‌های زنجیره‌ای براساس EFQM 2020 و اندازه‌گیری آن با استفاده از سیستم استنتاج فازی (مورد مطالعه: فروشگاه‌های زنجیره‌ای افق کوروش)</title>
      <link>https://www.jstandardization.ir/article_241152.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، استفاده از مدل‌های تعالی سازمانی به‌عنوان ابزاری برای ارتقای کیفیت، بهبود عملکرد و افزایش رقابت‌پذیری سازمان‌ها گسترش یافته است. با این حال، به‌کارگیری مدل EFQM 2020 در صنعت خرده‌فروشی، به‌ویژه فروشگاه‌های زنجیره‌ای، با چالش‌هایی مانند عدم انطباق کامل برخی رویکردها با ویژگی‌های عملیاتی خرده‌فروشی و نیز ذهنی‌بودن و عدم‌قطعیت در امتیازدهی ارزیابان روبه‌رو است. ازاین‌رو، هدف کاربردی پژوهش حاضر ارائه یک چارچوب بومی و قابل‌اجرای ارزیابی تعالی برای فروشگاه‌های زنجیره‌ای است تا مدیران بتوانند با اتکای کمتر به قضاوت‌های کاملاً ذهنی و با لحاظ عدم‌قطعیت داده‌ها، وضعیت تعالی را دقیق‌تر پایش و اولویت‌های بهبود را تعیین کنند. در این پژوهش، ابتدا معیارها، زیرمعیارها و رویکردهای متناسب با صنعت خرده‌فروشی از طریق مطالعه ادبیات و تحلیل اسناد استخراج و سپس با بهره‌گیری از نظرات خبرگان پالایش شد. برای کاهش ابهام در ارزیابی و تبدیل قضاوت‌های کیفی به امتیاز کمی، مدل امتیازدهی مبتنی بر منطق فازی طراحی و در قالب یک سیستم استنتاج فازی پیاده‌سازی گردید. در ادامه، به‌منظور سنجش توافق خبرگان و اعتبارسنجی مدل، از شاخص‌های مناسب توافق استفاده شد و در نهایت مدل پیشنهادی در قالب مطالعه موردی در شرکت افق کوروش اجرا گردید. نتایج کاربردی پژوهش نشان داد مدل بومی‌سازی‌شده، با تجمیع نظرات خبرگان و پیاده‌سازی سیستم استنتاج فازی، امکان امتیازدهی یکنواخت‌تر، پایدارتر و قابل‌تکرارتر را فراهم می‌کند و اثر نوسان قضاوت انسانی را کاهش می‌دهد. همچنین اجرای مدل در مطالعه موردی منجر به استخراج نمره نهایی تعالی (50) برای سازمان مورد بررسی شد که به‌صورت عملی می‌تواند مبنایی برای شناسایی حوزه‌های دارای شکاف، تعیین اولویت پروژه‌های بهبود و تصمیم‌گیری مدیریتی در سه حوزه &amp;amp;laquo;جهت‌گیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اجرا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نتایج&amp;amp;raquo; باشد. به‌طور کلی، چارچوب ارائه‌شده یک ابزار تصمیم‌یار برای مدیران خرده‌فروشی است تا در محیط رقابتی و با وجود داده‌های ناقص، مسیر بهبود را دقیق‌تر و واقع‌بینانه‌تر طراحی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجزیه و تحلیل روابط درونی توانمندسازهای کیفیت طبق مدل EFQM با تاکید بر نقش بازارگرایی در صنعت ساختمان</title>
      <link>https://www.jstandardization.ir/article_241153.html</link>
      <description>این تحقیق با هدف تجزیه و تحلیل روابط درونی توانمندسازهای کیفیت طبق مدل EFQM با تاکید بر نقش بازارگرایی در صنعت ساختمان انجام شده است، این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر ماهیت توصیفی - پیمایشی است. در این تحقیق ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده که پس از ترجمه و بومی سازی شدن، روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای پایایی از آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی استفاده شده و روایی محتوایی آن توسط اساتید و روایی سازه با روش تحلیل بارهای عاملی تاییدی، تایید شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران عامل شرکتهای انبوه ساز مسکن دارای رتبه های ارشد، 1 و 2 در استان خراسان رضوی بودند. 338 شرکت واجد این شرایط بودند. حجم نمونه آماری بر اساس جدول مورگان، 186 نفر تعیین شده است. روش نمونه گیری، تصادفی ساده بوده است. برای بررسی فرضیه ها از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شده است. براساس یافته های تحقیق، تاثیر مثبت و معنادار رهبری بر افراد، استراتژی بازارگرایی و مشارکت ها و منابع تایید شد. همچنین استراتژی بازارگرایی بر افراد، مشارکت ها و منابع و فرآیندها، محصولات وخدمات اثر معنادار و مثبتی دارد. افراد و مشارکت ها و منابع نیز بر فرآیندها، محصولات وخدمات تاثیر مثبت و معناداری دارد. براساس این یافته ها استراتژی بازارگرایی به عنوان یک توانمندساز اثرگذار مطرح است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش ساز و کار تسویه تهاتری - اعتباری در کیفیت تاب آوری اقتصادی شبکه همکاران دفاعی ( مطالعه موردی؛ موسسه رهسا)- اصلاح مقاله2</title>
      <link>https://www.jstandardization.ir/article_241155.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سازوکارهای تسویه اعتباری، اندازه شرکت و نرخ تورم بر سطح تاب‌آوری اقتصادی شرکت‌های عضو شبکه همکار مؤسسه رهسا در بازه زمانی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ انجام شده است. تاب‌آوری اقتصادی به‌عنوان معیاری از توانایی شرکت‌ها در مقاومت در برابر شوک‌ها و نوسانات اقتصادی، یکی از موضوعات مهم در ادبیات مالی محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان اثرگذاری سازوکارتسویه تهاتری &amp;amp;ndash; اعتباری به عنوان یک ابزار تامین مالی ، در ارتقای تاب‌آوری شبکه همکاران دفاعی انجام شده و می‌کوشد با بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری مرتبط ،تأثیرات این ساز و کار را بر مؤلفه‌های کلیدی تاب‌آوری تحلیل کند.در بخش کیفی پژوهش، ابتدا ۲۰ شاخص اولیه تاب‌آوری اقتصادی از طریق بررسی مطالعات پیشین استخراج شد و سپس این شاخص‌ها از طریق اعتبارسنجی خبرگانی و ارزیابی روایی و اهمیت پالایش گردید. و برخی شاخص‌های کم‌اهمیت حذف و فهرست نهایی برای تحلیل کمی اصلاح شد. در بخش کمی، شاخص‌های منتخب با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی در نرم‌افزار SPSS بررسی گردید تا ساختار عاملی شاخص‌ها شناسایی، وزن‌دهی و شاخص‌های دارای بار عاملی پایین حذف شوند. پس از تعیین شاخص‌های نهایی، داده‌های پانلی ۲۰ شرکت که به‌صورت سرشماری از میان ۴۰۰ شرکت عضو شبکه انتخاب شده بودند، طی یک دوره هفت‌ساله گردآوری و در تحلیل اقتصادسنجی به‌کار گرفته شد. برای برآورد روابط بلندمدت میان متغیرهای تحقیق، از روش حداقل مربعات کاملاً اصلاح‌شده (FMOLS) استفاده شد. نتایج نشان داد سازوکار تسویه اعتباری تأثیر مثبت و معناداری بر تاب‌آوری اقتصادی دارد (ضریب ۹۶.۰۰) و اندازه شرکت با ضریب ۲۶.۰۷ اثر مثبت بر پایداری مالی شرکت‌ها دارد؛ در حالی که نرخ تورم با ضریب ۱.۳۷- اثری منفی بر توان مقاومت اقتصادی شرکت‌ها بر جای می‌گذارد. این یافته‌ها بیانگر آن است که به‌کارگیری سازوکارهای تسویه اعتباری، تقویت ساختار شرکت‌ها و کنترل تورم از عوامل کلیدی تقویت تاب‌آوری اقتصادی محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی برای ارزیابی بلوغ فرآیندهای شرکت‌های داروسازی</title>
      <link>https://www.jstandardization.ir/article_241156.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ارائه مدلی برای ارزیابی بلوغ فرآیندها در یک شرکت‌ داروسازی در ایران است تا با شناسایی وضعیت فعلی فرآیندها، زمینه لازم برای بهبود مستمر و ارتقاء عملکرد سازمان فراهم شود. کاربرد این مدل‌ها در صنعت داروسازی می‌تواند به افزایش کیفیت محصولات، کاهش هزینه‌ها، و افزایش رضایت مشتری منجر شود. برای این منظور، ابتدا بر اساس مطالعه کتابخانه‌ای، مدل پایه‌ای بلوغ با کمک مدل مدل تعالی بنیاد مدیریت کیفیت اروپا‌ (EFQM) و استاندارد ISO 9004:2018 بررسی و شاخص‌های کلیدی ارزیابی بلوغ استخراج شد. سپس پرسش‌نامه‌ای بر پایه این شاخص‌ها طراحی و پس از تأیید خبرگان، در میان متخصصان فرآیندهای شرکت داروسازی توزیع گردید. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری و محاسبه میانگین امتیازات استفاده شد و اعتبار پرسش‌نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (0.859) تأیید گردید. یافته‌های تحقیق نشان داد که شرکت داروسازی مورد مطالعه با کسب امتیاز کلی 63.8 از 100، در سطح سوم بلوغ فرآیند (تعریف‌شده) قرار دارد. همچنین، تحلیل شاخص‌های جزئی بیانگر آن بود که برخی فرآیندها مانند همسویی با استراتژی، اجرای فرآیندها و مالکیت فرآیندی در وضعیت مطلوبی قرار دارند، در حالی که شاخص‌هایی نظیر یادگیری و خلاقیت، زیرساخت اطلاعاتی، و سیستم منابع انسانی نیازمند بهبود جدی‌اند. در پایان، پیشنهاداتی جهت ارتقاء سطح بلوغ فرآیندها به سطوح بالاتر ارائه شد که شامل استقرار نظام مدیریت عملکرد فرآیندی، توسعه فرهنگ یادگیری سازمانی، به‌کارگیری فناوری‌های نوین اطلاعاتی و بازنگری در ساختار منابع انسانی است. به این ترتیب با به دست آمدن نمره بلوغ فرآیندهای این شرکت داروسازی، نقاط ضعف فرآیندهای شرکت به دست آمد و با بررسی و تلاش در جهت حذف و کاهش ایرادات، به شرکت کمک شد تا عملکرد خود را بهبود بخشند تا در آینده به تعالی دست یابند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
